محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

72

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

دارد كه بلندى كشتى - چنان كه در تورات نيز آمده - سى متر بوده است ، مگر يك نظر منصوب به كلبى و قتاده و عكرمه كه ارتفاع آن را سيصد متر ذكر مىكند « 1 » . از اين روى به دشوارى مىتوان به نظرى قطعى در اين باره رسيد ، چرا كه اين روايات هيچ دليلى بر صحت خود و ضعف ديگر روايات ارائه نمىدهند تا امكان ترجيح قوىترين دليل وجود داشته باشد . همچنين در روايتى منسوب به ابن عباس ( رض ) آمده است كه كشتى را به سه طبقه تقسيم كرده و طبقهء فرودين براى وحوش و درندگان و جانوران ، طبقهء ميانى براى ره توشه ( خوراك و نوشيدنى ) و طبقهء بالايى براى نوح و همراهانش بوده است كه افزون بر آن در اين طبقه پيكر آدم به عنوان حجابى ميان زنان و مردان واقع شده بود ( كه پس از آن او را در بيت المقدس به خاك سپردند ) چنان كه ابليس نيز با آنان همراه بود و در انتهاى كشتى جاى داشت « 2 » . مورّخان اسلامى دربارهء موضوع « تنور » نيز اختلاف نظر دارند ، برخى معتقدند كه مراد از آن « چاه‌هاى زمين » است ، يعنى اينكه زمين همچو چشمه‌اى بر جوشيد تا آنجا كه حتى از تنورهايى نيز كه مركز آتش بودند ، آب فوران كرد « 3 » . در حالى كه گروهى ديگر معتقدند كه آن تنور نان است ، تنورى سنگى كه از آن حوا بود و سرانجام به نوح رسيد ، گروهى هم آن را مسجد كوفه دانسته‌اند و در نظرگاه چهارم منسوب به امام على بن ابى طالب ( رض ) آمده كه آن فلق صبح و روشنايى سپيده است ، به رغم آنكه ابن كثير اين روايت را غريب مىداند ، امّا از ميان روايات پيش گفته در نگاه ما پذيرفتنىتر است ، گذشته از آنكه تنها روايت همخوان با نصوص قديمى نيز هست امّا دربارهء مكان تنور بايد گفت كه آن نيز مورد اختلاف است . برخى آن را در هند و برخى ديگر در كوفه و برخى كسان نيز در جزيرة العرب دانسته‌اند و گروهى چهارم هيچ يك از اين نظريات را با همديگر در تناقض نمىبينند و مىگويند كه خداوند متعال خبر داده است كه آب از زمين بر جوشيد و از آسمان نيز فرو باريد : « فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً » و از مجموع اين گفته‌ها مىتوان به اين نتيجه رسيد كه آن يك نشانه بوده است « 4 » .

--> ( 1 ) . ابن كثير ، البداية ، 1 / 109 - 110 ؛ طبرى ، تاريخ ، 1 / 180 - 184 ؛ قرطبى ، پيشين ، ص 3259 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 1 / 70 . ( 2 ) . قرطبى ، پيشين ، ص 326 ؛ واقدى ، الطبقات الكبرى ، 1 / 17 . ( 3 ) . ابن كثير ، البداية ، 1 / 111 ؛ تفسير القرآن العظيم ، 4 / 254 . ( 4 ) . ابن كثير ، البداية ، 1 / 111 ؛ تفسير القرآن العظيم ، ص 254 ؛ طبرى ، پيشين ، 1 / 186 - 187 .